سلام دوستای خوبم همگی خوبید امتحاناتون هنوز شروع نشده ؟مال من از دوشنبه شروع میشه من به مامانم قول دادم کمتر بیام اینجا و بیشتر درس بخونم تا معدلم مثل پارسال و سالهای پیش 20 بشه شما هم دعا کنید همه درسهام 20 بشه تا مامان ناهیدم خوشحال بشه منم دعا می کنم شما هم همه درسهاتون 20 بگیرید
اول میخواستم امروز که روز اول محرمه یه خاطره از روز عاشورا چند سال پیش وقتی کلاس اول می رفتم و 7 سالم بود بذارم یه خاطره از خودم و بابا سعید جونم اما دیدم حالا 10 روز تا روز عاشورا مونده برای همین صبر می کن اون موقع میذارم از هیتمون هم می خوام عکس بگیرم که اونا رو هم همون روز می ذارم
اهان راستی اصلا امده بودم اینو بهتون بگم دوست خالم برام یه سی دی اورده که توش کلیپهای عمو پورنگ و امیر محمده حتی اون اهنگهایی که عمو تو فوق برنامه خونده مثل دون دون بارون و گربه میگه میو میو و کلیپ بدقولی که با امیر محمد خونده یا همون گل و گل هزار رنگ هم کلیپ ها شو برام اورده هم سی دی اهنگهاشو همه را خودش از توی تلویزیون ظبط کرده
بعد بهم گفت اگه بخوام می تونه کمکم کنه که کلیپها و اهنگهای عمو پورنگ را برای دانلود تو وبلاگم بذارم
بچه ها شما هرکدوم از اهنگهای عمو پورنگ را که می خواید بگید من به دوست خالم بگم برای دانلود براتون بذاره اینجا
امیر محمد
امام رضا - امام زمان - امام علی
عمو پورنگ
عمو جون – بارون - در قندون - تولدت مبارک - دختر – پسر- بارون دون دون – دروغ – گیلان – یزد –
ایران - هدیه - خواب - گل وگل و گل شمائید - لی لی حوضک - مامان بابا دوست دارم - مداد -
مهمونی – نیکوکاری – رفاقت - بدقولی یا همون سر قرار - توپ سفید و آبی - حرف حساب – گربه -
خبر خبر- موش و گربه- آی مژده مژده مژده عیدو و قت شادی - آی با کلاه اسمون خدا – اعداد-
می خوای برات گل بیارم – پدر- بچه خوب
خب دوستون دارم زیاد زیاد قد یه دنیا خدانگهدار
سلام دوستای خوب و مهربونم اول از همه خیلی ممنونم که هی بهم سر می زدید و حالم می پرسیدید الان خیلی بهترم اما با پام مشکل دارم چون اصلا نمی تونم باهاش راه برم دکتر هم گفته که اصلا نباید پامو زمین بذارم عصام دارم اما عصا دوست ندارم امروز بعد از یک هفته رفتم مدرسه اونم با پای شکسته سر کلاس خیلی برام سخت بود که بشینم مجبور شدم روی نیمکت تنها بشینم که پامو بذارم رو نیمکتمون چون دکتر گفته نباید پامو اویزون کنم وای امروز روز خیلی بدی بود
راستی محرم داره میاد امروز خانم معلممون راجب به محرم برامون صحبت کرد و گفت محرم ماه مهمیه و ما باید حرمتش را نگه داریم چون در این ماه امام حسین برای حفظ اسلام جنگیده و با اینکه ایشون می دونستند که شهید میشوند اما تسلیم دشمن نشدند
من محرم را هم دوست دارم هم دوست ندارم دوست دارم چون دسته های عزاداری قشنگی داره دوست ندارم چون ماه غمگینیه من غمو دوست ندارم غم ترسناکه یه جوریه اصلا ادم دلش میگیره من دوست دارم همه شاد باشن دوست ندارم کسی غمگین باشه و غصه بخوره هیت کوچمون هم چادرهاشو زده با اون پرچمهای سیاه کوچمون هم غمگین شده
اما اشکال نداره فقط 10 روزه بعدش زودی تموم میشه
وای راستی امتحانای ترم را بگو داره که داره شروع میشه بچه ها دعا کنید امتحانام خوب بشه منم دعا می کنم امتحاناتتون همش 20 بشه
این عکس هم تقدیم تمام دوستای خوبم که بهم سر زدند و حالم را پرسیدند من خیلی خوشحالم که دوستای خوبی مثل شما دارم
دوستون دارم زیاد زیاد

سلام دوستای خوبم دیروز دوتا اتفاق خیلی بد برام افتاد اولیش این که من فقط تونستم نیم ساعت اخر برنامه عمو رو ببینم میدونید چرا چون ان موقع تو بیمارستان بودم اینم دومین اتفاق بد
دیروز ظهر من داشتم با رامبد پسر دوست مامانم که یک سال از خودم بزرگتره تو بالکن خونم بازی می کردم که دعوامون شد رامبد هم منو هل داد منم که نزدیک پله ها بودم پرت شدم پایین از 8 تا پله افادم تو حیاط سرم هم خورد به گوشه پله و خون امد و پام هم شکست انقدر پام درد میکرد که خدا میدونه منم گریه میکردم رامبد هم گریه میکرد و همش میگفت ببخشید من اولش ازش عصبانی بودم ولی بعد بخشیدمش اخه تقصیر خودم هم بود مامان رامبد خاله رویا با مامانم و مامانیم منو بردن بیمارستان چون خاله رویا ماشین داشت تو بیمارستان هم از سرم عکس گرفتند هم از پام سرم زیاد طوریش نشده بود و وقت زخمشو باند پیچیدند ولی پامو گچ گرفتند و گفتند باید یک ماه تو گچ بمونه شاید هم بیشتر اخه مچ پام هم پیچ خورده بود هم یه ذره شکسته بود اقای دکتر گفت نترسم چون زود خوب میشه ولی یک ماه طولانی زود نیست که
بعد هم امدیم خونه و دیدم برنامه عمو پورنگ داره تموم میشه اخه خاله نازی چون نگرون من بود یادش رفته بود که ضبطش کنه خاله رویا رامبد دعوا کرد اما من گفتم که تقصیر منم بوده مامان ناهید هم گفت که باید بیشتر دقت کنم
امروز هم نرفتم مدرسه چون هم پام درد می کنه هم سرم
بچه ها برنامه عمو دیروز خیلی قشنگ بود ؟ من خیلی ناراحتم که ندیدمش
بچه ها دعا می کنید زود خوب شم حداقل درد پام خوب شه دیشب انقدر درد می کرد که خیلی کم تونستم بخوابم
برام دعا کنید خب
راستی این عکس امیر پارسا است تابستان امسال گرفتیم تو باغهای نزدیک اندیشه
داداشیم خوشگله نه
دوستون دارم خداحافظ

سلام به دوستای خوبم و ابجی های مهربونم دلم خیلی برای همتون تنگ شده بود این مطلبم یه داستانه از خودم امیر پارسا خیلی این داستانو دوست داره و همش به من میگه قو رو بگو منم امروز اینو براتون اینجا نوشتم
راستی بعدا میخوام عکس امیر پارسا را هم بذارم تا شما داداشی منو هم ببینید
یکی بود یکی نبود
تابستان داشت تموم میشد و فصل زمستان نزدیک بود قوهای وحشی تصمیم گرفتند تا مثل هر سال کوچ کنند و به جاهای گرمتری پرواز کنند بین قوها یه قوی کوچولو بود که تازه یاد گرفته بود پرواز کند و آنقدر از پرواز کردن خوشحال بود که دائم از این ور به اون ور می پرید مامان قو کوچولو همش بهش می گفت قو کوچولو انقدر شیطونی نکن گم میشی ها ولی قو کوچولو گوش به حرف مامانش نمیداد
تا اینکه وقت کوچ کردن رسید همه قوها مرتب کنار هم واستادن تا پرواز کننداما قو کوچولو که خیلی هم شیطون بود دائم از این طرف به اون طرف پرواز میکرد مامان قو کوچو عصبانی شد و بهش گفت قو کوچولو اگه خیلی شیطونی کنی زود خسته میشی و نمیتونی طولانی پرواز کنی اما قو کوچولو که پرواز کردن را دوست داشت گوش به حرف مامانش نداد
تا اینکه قوها پرواز کردند قو کوچولو هم که مشغول شیطونی بود هی اینور میرفت هی اون ور میرفت وسهای راه بود که قو کوچولو خسته شد رفت پیش امانش و گفت مامان قو من خسته شدم مامانش گفت دیدی گفتم نیابد شیطونی کنی زود خسته میشه حالا چاره ای نداریم باید صبر کنی تا برسیم اما قو کوچولو که صبر کردن هم بلد نبود تا دید مامانش داره با خاله قوش حرف می زنه پرواز کرد و رفت روی زمین نشست تا خستگی اش تموم شه که یکهویی یه کفش دوزک دید و رفت دنبال کفشدوزک تا باهاش بازی کنه تا اینکه اونو گم کرد بعد سرشو برد رو به اسمون و دید ای داد وبیداد همه قوها رفتند واون جا مونده قو کوچولو شروع به گریه کرد و شروع کرد به صدا زدن مامانش اما مامان قو هم همراه بقیه قوها رفته بود قو کو چولو پرواز کرد رفت تو اسمون اما هر طرفی که نگاه کرد قوهای دیگه رو پیدا نکرد همون طور که داشت با گریه پرواز میکرد رذسید به یه گنجیشکه قو کوچولو گفت گنجیشکه تو یه عالمه قو ندیدی گنجیشکه گفت چرا دیدم اونا رفتند طرف اون ابر بزرگه
قو کوچولو خوشحال شد و به طرف ابر بزرگه پرواز کرد یه کمی که رفت دید مامانش که نگرونش شده بوده داره به طرفش پرواز می کنه قو کوچولو رفت پیش مامانش مامانش خوشحال شد که قو کوچولو را پیدا کرده بعد دعواش کرد که چرا بی اجازه پرواز کرد و رفت یه جای دیگه قو کوچولو که حالا فهمیده بود شیطونی کار بدیه از مامانش معذرت خواهی کرد و قول داد از پیش مامانش دیگه جایی نره
به قول عمو پورنگ بالا رفتیم ماست بود این خبرا راست بود پایین امدیم دوغ بود کی گفته که دروغ بود

سلام بچه ها خوبید؟ من دلم خیلی براتون تنگ شده بود
بچه ها میدونید امروز چی شد امروز تو کلاسمون خانم معلممون ازمون پرسید کی معنی اسمشو میدونه؟ همه نمی دونستند فقط بعضی ها می دونستند مثلا من میدونم پرستو یه پرنده مهاجره اما نمی دونم چرا به اون پرنده می گن پرستو کسی میدونه؟
بعد خانم معلممون یه کتاب اسم اورد معنی اسممونو بهمون از توش گفت مثلا دوستم که اسمش رکسانا است معنی اسمش میشه طلوع - آغاز روز یا فائزه میشه پیروز - رستگار یا گلنوش میشه گل ماندگار - گلی که پژمرده نمیشه
یه دختری تو کلاسمون است که اسمش سولان سولان یه اسم کردی در زبان کردی سولان نام یه گله اخه خود سولان هم کرده ولی از دو سالگی امدن اندیشه زندگی می کنن
اصلا بچه ها میدونید چی شد اسم من شد پرستو اسم من قرار بود نگاره باشه اما شب قبل از دنیا امدنم مامان ناهیدم خواب می بینه که یه پرستوی کوچولو از کف دست مامانم داره دونه می خوره صبح که از خواب بیدار میشه برای بابا سعیدم تعریف می کنه بابا سعید هم می گه پس به جای نگاره اسمشو یعنی اسم منو بذارن پرستو بعدش هم که دنیا امدم اسممو گذاشتن پرستو
راستی بچه ها شما معنی اسماتونو می دونید ؟ هر کی میدونه بیاد بگه دوست دارم معنی اسمهای شما رو هم بدونم


